تبليغاتX
یادداشتهای یک مربی تربیتی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 0:18  توسط رضا کاوسی | 
سلام.

بعد گذشت ۳ ماه تعطیلی و بی هودگی دوباره شوق رفتن به مدرسه وجود همه رو فراگرفت و من هم مثل بقیه . . .

امسال تعیین محل با فراز و نشیب عجیبی همراه بود و من احساس کردم که باید به خدا اعتماد کنم و زیاد سخت گیری نکنم . اولش مدرسه تربیت ۲۴ ساعت مربی کامل می خواست . خالی بود و من انتخابش کردم با توجه به اینکه معاون محترم اصرار زیادی داشت که به مدرسه شبانه روزی برم که البته قبلا هم صحبت هایی شده بود . به خاطر علاقم به تربیت و بچه هاش اونجا رو انتخاب کردم.

چند روز بعد با تلفن محاصره شدم و دست هام رو به نشانه تسلیم بالا بردم . البته بعدش ناراحت شدم از دست خودم و لی چاره ای نبود و من مربی مدرسه شبانه روزی شدم.

دو روز خالی داشتم که با پیشنهاد بابام به مدرسه اونا رفتم و شدم مربی مدرسه غیر دولتی امام هادی عیه السلام.

چهار شنبه و پنج شنبه ها اونجام . بچه های خوبی داره و مدرسه ی جمع و جوریه بر خلاف شبانه روزی که هم مساحتش عجیب غریبه هم تعداد دانش آموزاش زیاد . . .

برنامه سالانه مربی ها از طرف سازمان هم بدستم رسید و تنها نکته ی قابل توجه این بود که مثل برنامه سال قبل بود بدور از هر گونه تغییر و خلاقیت

یه نکته با مزه دیگه این بود که طی یک سال کاری ۲ بار از رئیس سازمان تشویقی گرفتم و ۱ بار از رئیس اداره .

امیدوارم سال تحصیلی جدید رو با موفقیت به پایان برسونم و از عملکردم احساس رضایت داشته باشم 

پست بعدی چند تا عکس استفاده می کنم .

براتون آرزوی سعادت و موفقیت دارم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:27  توسط رضا کاوسی | 
سلام . بعد از یه اردوی شیرین و یکمی سخت اومدم تا یکم از خاطراتش رو بنویسم و چندتا عکس . . .

به ادامه مطلب مراجعه نمایید . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 23:11  توسط رضا کاوسی | 
به نام خالق تابستان

تعطیلات شروع شد و بی هودگی مثل طاعون افتاد به جون وجدانمون

البته یه کلاس هست که میرم توی خنداب . کلاس کامپیوتر . یه کلاس ابتدایی یه کلاسم راهنمایی و دبیرستان

دفتر دارالقرآن امام خمینی (ره) خنداب

کلاس کامپیوتر بچه های ابتدایی

سعی دارم یه برنامه درست  و حسابی برای سال آینده تحصیلی بنویسم . معلوم نیست کدوم مدرسه باشم و شرایط چطوری اما باید یه برنامه کامل بنویسم و هر روز بیشتر تقویتش کنم .

هنوز فکر مشخصی برای ادامه تحصیل ندارم و با این روش می دونم که موفقیتی حاصل نمی شه .

برای چند تا طرح از کارام عکس کم دارم و مشکلمو یه دوربین عکاسی دیجیتال حل می کنه که اونم ۵۰۰ تومن قیمتشه !

دلم برای دوستای قدیمی تنگ شده می دونم که اونا این حس رو ندارن ...

برای کسانی که این صفحه رو می خونن آرزوی شادی و موفقیت دارم .

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 0:22  توسط رضا کاوسی | 
سلام.

دلم می خواد یه کم از خاطرات یه اردوی سخت و به یاد ماندنی رو اینجا بنویسم تا دوستان بخونن.

اردوی مسابقات استانی قرآن و معارف اسلامی دانش آموزان راهنمایی استان مرکزی!

یادمه یکشنبه بود که رفتم خنداب و بعد از کلی ماجرا نزدیکای ساعت ۱۲ و نیم بود که رسیدیم مدرسه شبانه روزی که تقریبا خالی از سکنه بود!

تقریبا شوکه بودم آخه قرار بود ناهار درست کنم

من و محسن در حین آشپزی 

ماکارونی ! دردسرتون ندم ، ساعت ۵ بعد از ظهر بچه ها ناهار خوردن اونم پر روغن و بی نمک

۲ روز اونجا بودیم که واقعا سخت گذشت به من، البته خدا خیرشون بده دوستان عزیز مخصوصا آقای یادگاری که حقیقتا مثل فرشته ی نجات بودن

شب ها بچه ها رو جمع می کردم توی نمازخونه بخوابن تا راحت تر کنترل کنم آخه بچه ها موقع خواب دلشون می خواد سر و صدا کنن و اینطوری حق اونایی که میخوان بخوابن ضایع می شه.

این کابوس تموم شد و ما راهی خمین شدیم.

دیگه اوضاع بهتر شد، اما خب من سرپرست بودم و مسئولیت دست و پام رو کمی می بست. البته مشکلی نبود و سخت تر از این ها هم چیزی نیست برام

بچه ها توی اردو خوب بودن، ارتباط خوبی داشتیم با هم، اصلا تحت فشار نبودن از طرف من، اما حرف شنوی داشتن جز یه نفر که اونم به نظر من اهل شوخی و بازی بود و یکمی هم از علاقه من نسبت به خودش سو استفاده می کرد

سید مهدی عزیز

از اینکه در کنار این بچه ها با این روح های لطیف و دلهای پاک و قرآنی شون بودم افتخار می کنم و خدا رو شکر می کنم ، من تک تکشون رو صمیمانه دوست داشتم و دارم و براشون آرزوی سعادت مندی و عاقبت بخیری دارم .

امروز نفس آقا نفسمو گرفت .

امروز آقا توی نماز جمعه تهران حرف از جان و جسم و آبروش زد.

امروز آقا اشکمو درآورد.

امروز آقا یه طور دیگه بود .

کاش منم اونجا بودم

برای سلامتی آیت الله خامنه ای (مد ظله)

و تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر ارواحناه فداه صلوات

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 23:54  توسط رضا کاوسی |